بسم الله الرحمن الرحیم
چرا گروهی از مرک می ترسند؟
قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملقیکم آیه ۸ سوره جمعه
دلیل عمده این مطلب این است که به زندگی بعد از مرگ ایمان ندارندو یا اگر ایمالن دارند این ایمان به صورت یک باور عمیق در نیامده و بر افکار و عواطف آنها حاکم نشده است.وحشت انسان از فنا و نیستی طبیعی است . اما اگر انسان مضمون این روایت را باور کند که “دنیا زندان مومن و بهشت کافر است”هرگز از مرگ وحشت نمی کند در عین این که خواهان زندگی برای پیمودن مسیر تکامل است.در وقایع عاشورا می خوانیمکه هرقدر حلقه محاصره دشمن تنگ تر و فشار دشمن بر امام حسین (ع) ویارانش بیشتر می شد ،چهره های آنها برافروخته تر و شکوفاتر می گشت .پیرمردان اصحابش صبح عاشورا خندان بودند و وقتی از آنها سوال می شد که جرا این گونه هستید ،می گفتند:برای این که ساعاتی دیگر شربت شهادت می نوشیم و حورالعین را در آغوش می گیریم .علت دیگر برای ترس از مرگ،دلبستگی بیش از حد به دنیا است ،چرا که مرک میان آدمی و محبوبش جدایی می افکند و دل کندن از امکاناتی که برای زندگی مرفه و پر عیش و نوش فراهم کرده،برای او سخت است.شخصی نزد ابوذر آمد و همین را پرسید .وی گفت:”برای این که شما دنیا را آباد کرده اید و آخرتتان را ویران.طبیعی است که دوست ندارید از نقطه ای آباد به نقطه ای ویرانی منتقل شوید”
عامل سوم،خالی بودن ستون حسنات و پر بودن ستون سیئات نامه عمل است.منبع:تفسیر نمونه ج ۲۴ ص ۱۲۱
سید عبداله جعفری مشاور فرهنگی مدیریت ارتباطات
این مطلب بدون برچسب می باشد.
ثبت دیدگاه