افزونه جلالی را نصب کنید. 5 شوال 1446 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1168 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 34 تعداد دیدگاهها : 11×
  • اوقات شرعی

  • معرفي شهداي گروه سايپا؛

    شهید والامقام حسین حبیبی

    شناسه : 890 16 آذر 1394 - 7:54 1276 بازدید ارسال توسط : منبع : پايگاه اطلاع رساني شهداي گروه سايپا

    نوشته ای از ستوان مسرور در باره شهید حسین حبیبی : وقت وداع یاران        نالند کوهساران با سلام و عرض ادب به پیشگاه معظم خانواده شهید عزیز و شیر بیشه عشق و صفا و صداقت و ایثار ، حسین حبیبی ؛ چه سخت است و چه طاقت سوز ، خبر شهادت عزیزی […]

    شهید والامقام حسین حبیبی
    پ
    پ

    نوشته ای از ستوان مسرور در باره شهید حسین حبیبی :

    وقت وداع یاران        نالند کوهساران

    با سلام و عرض ادب به پیشگاه معظم خانواده شهید عزیز و شیر بیشه عشق و صفا و صداقت و ایثار ، حسین حبیبی ؛ چه سخت است و چه طاقت سوز ، خبر شهادت عزیزی را به عزانش دادن !!! چه سخت است قبول کنیم ، حسین یار وفادارمان ، هم صحبت مهربانمان ، سرباز دلیر و جسورمان و شهیدمان که تا دیروز در کنارمان بود ، امروز در پیش ما نیست ؛ آری ناباورانه و با تاثر و اندوه بی پایان ، در سوگ برادر خوبمان حسین حبیبی نشسته ایم . من به شما تبریک می گویم از جهت این که چنین شیر مردی را پرورش داده اید و تسلیت می گویم که به لقاالله پیوست . شاید برای شما مهم باشد که بدانید چه چیز باعث شده است ، من این یادداشت را به خدمتتان می فرستم ، باید بگویم این کار برای من خیلی مشکل بوده است و من نمی خواستم زنده بمانم و در مورد فقدان حسین حبیبی بنویسم ، اما چه کنم! که سرنوشت این طور خواست ؛

    حسین عزیز در آخرین دقایقی که راهی شدیم برای مصاف با خصم درون ، در کنار من چای می خورد ، آدرسش را به زور به من داد و گفت اگر اتفاقی برایش افتاد ، حقیقت جریان را برای شما بنویسم و من مجبورم خواسته این عزیز را اجرا کنم و دو شب بعد از عملیات او را در خواب دیدم که کاغذی به من داد و می گفت چرا کاری که بهت گفتم ، نمی کنی؟ البته روزی که آدرسش را به من داد ، من خیلی به او گفتم که از این صحبت ها نکن ، بعد او با خنده گفت : ” برای این است که بعد از عملیات بیایی خانه امان” .

    من شنیدم شما آمدید مریوان ! خیلی سعی کردم شما را از نزدیک زیارت کنم ، ولی متاسفانه سعادت یاری نکرد ؛ البته احمقانه به نظر می رسد اگر من بخواهم از سجایای اخلاقی و از صورت پرخنده و اراده مصمم و دلاوری و جسارت و شجاعت حسین صحبت کنم ! چرا که او در دامن شما پرورش یافته ؛ در مورد حسین باید بگویم او بدون غلو ، کسی بود که کوه های سربفلک کشیده کردستان در مقابل عظمت روحش و جرات و جسارتش سر فرود آورده اند ؛ بد نیست بدانید ، سربازی بنام فتح الله طالب خیلی سعی کرد حسین را نجات دهد ؛ به دو دلیل ، یکی بخاطر خواهش و التماس من و دیگر بخاطر دوستیش با حسین و آخر هم فقط و فقط بخاطر حسین ، مورد اثابت چند گلوله دشمن مزدور از ناحیه کمر قرار گرفت و در کنار حسین ماند . فتح الله طالبی از انگشت شمارترین سربازان بود ؛ او هم برادری از برادران خوب ما بود که متاسفانه در کنار حسین ماند و درس ایثار و شجاعت و معرفت به ما داد .

    درباره حسن باید بگویم در آخرین لحظه هایی که با اصرار شدید من و تلاش بی وقفه شهید طالبی از معرکه رهانیده شد ، چند قدمی عقب آمد و زمانی که روی زمین افتاد ، می خندید و لبخند روی لبانش بود و به نظر من این خنده دو معنا داشت ، یکی خنده شوق بود و خوشحال بود که اینقدر من و شهید بزرگمان طالبی عزیز برای نجاتش تلاش کردیم و دیگر این که به پوچی دشمن می خندید و با خنده اش دشمن را به ابتذال کشاند ؛ او خیلی از مزدوران را به درک واصل کرد و مردانه جنگید .

    او برای من خیلی درد دل می کرد ، از زمانی که پدرش به رحمت خدا رفته بود ، از زمانی که از بیجار به تهران آمدید و از زمانی که با آبمیوه گیری کاسبی می کرد و از کارخانه و از برادر زاده اش و روزهای آخر بسیج خودش را که خیلی دوست داشت و کیسه انفرادیش را به من داد و گفت این تسبیح باشد پیش تو ، برای یادگاری!! و گفت ، این کیسه بهشت است و هر وقت بعدها من می گفتم کیسه بهشت را به من داده ای ! خودت چکار میکنی ؟ می گفت : “ما هم می رویم” و من اینک ماتم زده نشسته ام که چرا من نرفتم!؟ چرا او تنها رفت بهشت ؟ او کمر مرا شکست و من در سوگ عظیمش به خدا قسم خاکستر شده و می شوم.

    نهایتا در آخر کلام مجددا به خاطر فقدان عزیزتان و عزیزمان تسلیت عرض نموده و برای کلیه بازماندگانش ، صبر جمیل و اجر جزیل ، از حضرت باریتعالی خواستارم و باز باید اضافه کنم اگر تمام کتاب های لغت روی کره زمین جمع شوند و تمام واژه ها را گرد آورند ، همه این ها حاضرند که بتوانند حسین عزیز ما راتوصیف کنند و شما آگاه باشید که نبود و جای خالی حسین همان قدر برای ما تاثر بار است که جای خالی صاحب اسمش حسین (ع) برای تشیع ؛ در خاتمه برای آن شهید سعید ، مغفرت بی پایان و برای بازماندگان معظمش ، اجر جزیل و صبر جمیل خواستارم . آسمان کردستان برای همیشه در این مصیبت بزرگ می گرید .

    دوستدار حسین و همیشه ماتم زده در سوگ بزرگش/ستوان مسرور

    روحت شاد و نام و یاد و راهت پایدار باد .

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.